ريحانهريحانه، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 7 روز سن داره

همه هستي من

ریحانه در سفر به شمال

1391/9/18 1:56
نویسنده : مامان ریحانه
703 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام به همه ی عزیزان که سری هم به این وبلاگ می زنند بله ما هم این چند روز تعطیلی به خاطر الودگی هوا از فرصت استفاده کردیم و یه آب و هوایی عوض کردیم هوا واقعا عالی بود روز سه شنبه 14 آذر ساعت 2 حرکت کردیم به سمت بابلسر و ساعت 8 شب رسیدیم خانوم خانوما هم آخراش خسته شده بود آما باز هم مثل همیشه صبور و خانوم .........

 

دختر گلم تو این سفر هم اولین دندون نیشش رو دراورد مبارکت باشه عزیزم.

از وقتی از شمال اومدیم میگم ریحانه کجا بودی؟میگه آب آخه اونجا کنار دریا کلی آب بازی و شن بازی کرد و کلی بهش خوش گذشت امید وارم همیشه شاد و خوش باشی گلم.

قرار بود همه ی خاله ها و دایی ها تو این سفر باشن اما به دلیل مریض شدن نگار عزیزم که همبازی و همسن ریحانس و راهی شدنش به بیمارستان یکی از دایی ها یکی از خاله ها و مامان بزرگ نیو مدن  البته خدا رو شکر الان حالش خیلی بهتر شده و مرخص شده اما باز هم محتاج دعای خیر همتو ن هستم و از خدا می خوام هیچ نی نی نازی هیچ وقت به این سختی مریض نشه و همه فرشته ها همیشه سالم باشن اینم نگار نازم.....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله سارا
18 آذر 91 23:07
واش خدا چه ناز داره اين دخمل! هميشه به سفر. بابايی رو چرا نبردين پس؟! راستی کی با هم بريم کاشان خاله جونم؟


مرسی خاله جونم.ایشالا به زودی عزیزم محمد حسین یه کم بزرگ بشه بریم*

مریم مامان ارمیا
19 آذر 91 3:18
انشالله همیشه به مسافرت و شادی نفس خانوم


ممنون عزیزم
*

ما (من و گاهی بابا)
20 آذر 91 11:39
چقدر خوب که رفتی سفر ، من منتظرم آیه یکم بزرگ شه ، با دو برم مسافرت !!!

چقدر نازن این بچه ها


بله عزیزم عالی بود ایشالا که آیه ون بزرگ می شه و یه سفر تفریحی میرید.
مامان بهراد
20 آذر 91 22:37
تو شهر ما اومدی و به ما سر نزدی خانوووووووووومی!!!!!!



عزیزم واقعا شهر زیبایی دارید ممنون از این همه لطف

*