ريحانهريحانه، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

همه هستي من

سفر به مشهد

1392/2/29 17:46
نویسنده : مامان ریحانه
1,310 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه ی دوستای مجازی من و ریحانه جون که اگر قابل باشیم نایب الزیاره ی همه ی دوستان بودیم.و اما از سفر که من و بابایی که هنوز برای موقعیت جوی تصمیم به سفر نداشتیم اما امان از اون موقع که امام رضا بطلبه و قسمت شد من و بابابی و ریحانه جونی 21 اردیبهشت که روز شنیه بود ساعت 9.45 دقیقه پرواز داشتیم که خیلی خوب و به موقع انجام شد و بعد از استراحت و صرف ناهار وقتی که به حرم رفتیم این احساس شما دختر گلم دیدنی بود با تعجب همه جا و همه ی ادمها رو نگاه و می کردی و کلمه ای که زیاد تکرار می کردی مامان اینا چیه؟منم تا جایی که می تونستم برات توضیح می دادم و شما دختر گلم هم به خوبی گوش می دادی و باید بگم دخترم واقعا تو این سفر خانوم شدنت رو حس کردم و باورم نمی شد اون دختر حرف گوش نکن و سرکش پارسال امسال چقدر خانوم و گل شده و به حرفهای ما خوب گوش می ده.فقط زمان تحویل کالسکه به بار فرودگاه رو روی سرت گذاشتی و نا آخر گریه کردی اما موقع برگشت به خاطر شما تحویل بار ندادیم اما باز هم تا به قسمت بازرسی رسیدیم خیلی گریه و بی قراری کردی عزیزم اما زود آروم شدی.خدا رو شکر این سفر سه روز خیلی خوب و عالی بود و بابای مهربون شما خیلی کمک کرد تا به بهترین نحو به ما خوش بگذره که واقعا من و ریحانه ازشون ممنونیم.

 

 

 

ریحانه دربدو ورود به مشهد و گلی که از طرف پدیده شاندیز برای تیلیغ دادند....

 

 

 

 

 به دلیل شب اول رجب اون بالا ناقاره می زدند که خیلی با صفا بود.........

 

 

ریحانه بغل باباجونی..........

 

روز یکشنبه و رفتن به باغ وحش وکیل آباد و سوار شدن گلم رویه اسب...........

 

ریحانه در بازار بعثت طرقبه وماشین بازی........

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

ودیعه
31 اردیبهشت 92 2:18
سلام گلم زیارت قبول ایشالا همیشه به سفر ببوس ریحانه نازمو
مائده(ني ني بوس)
11 خرداد 92 17:48
زيارتت قبول عزيز خاله