تولد مامان
دختر مهربونم امروز آخرین روز از اولین ماه سردترین فصل سال٩١ و تولد مامان بود امشب با حضور زیبای تو ,قشنگترین شب تولد عمرم بود. عزیزم٧ ٢ هم گذشت و از خدای خوبم بابت این هدیه ی قشنگ سپاسگزارم امشب انقدر شیطونی و خوشحالی کردی که اصلا نفهمیدم زمان چگونه گذشت من بودم و محو شیرینکاری های تو.البته امسال دومین ساله که توی تولدم تو دختر خوبم حضور داری سال پیش شب تولدم بهترین هدیه ی دنیا رو دادی که تا عمر دارم فراموش نمی کنم وقتی شمع رو روشن کردیم شما هم یرای اولین بار شروع کردی به دست زدن و من بودم و اشک خوشحالی بابت این هدیه ی زیبا البته امسال هم شما و بابایی حسابی با هدیتون سوپرایزم کردین و خجالتم دادين نمی دونم چجوری بابت این همه لطف تشکر کن...
نویسنده :
مامان ریحانه
13:53









